سيد حسن مير جهانى طباطبائى

539

جنة العاصمة ( فارسي )

در معناى تَجْرِي بِأَعْيُنِنا « 1 » يعنى جارى مىشود به چشم‌هاى اولياء و ملائكه و حفظهء ما . المنقلب : يعنى جاى بازگشت و انصراف . ترجمه اين قسمت از خطبه پس رو كرد به آن جماعت انصار و فرمود : اى گروه جوانمردان و ياران و ملّت و يارىكنندگان اسلام ! چيست اين ناتوانى و بىعقلى يعنى احمقى و نادانى كه در حق من روا داشته‌ايد ؟ و خواب سبكى كه شما را فروگرفته و غافل شده‌ايد از ظلمى كه بر من وارد آمده ؟ آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نفرمود كه مرد حفظ مىكند حق فرزندان خود را ؟ چقدر زود شتاب كرديد براى احداث بدعت‌ها و ترك سنّت‌ها و احكام الهيّه و يارى نكردن عترت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با قرب عهدى كه به پيغمبر داريد و حال آنكه هنوز وصيّت پيغمبر در حق عترت او فراموش نشده ، و شما مىتوانستيد دختر پيغمبرتان را يارى كنيد ، و حق او را از كسانى كه بر او ستم كردند بگيريد ، در حالتى كه قدرت و طاقت آن را داشته و داريد در آنچه كه من مىخواهم ، و مىتوانيد مرا يارى كنيد در آنچه كه مىطلبم . آيا مىگوئيد محمّد صلّى اللّه عليه و آله مرد ، اين كار بزرگى است و مصيبت عظيمى است كه شكاف آن وسعت دارد ، و گشايش آن زياد است ، و شكافته شده است بهم پيوستگى آن ، و زمين تاريك شد براى پنهان شدن او ، و ستاره‌ها بىنور شد در مصيبت او ، و كم شد آرزوهاى نيكى ، يا آنكه حزن و اندوه دختر پيغمبر زياد شد ، و كوه‌ها خاشع و لرزان شد ، و آنهائى كه از پيغمبر حمايت مىكردند و براى دفع دشمن در پيش‌روى او قتال مىكردند ضايع ماندند - يعنى امير المؤمنين على عليه السّلام - و آنهائى كه در ايمان امتحان داده بودند ، و آنچه در حيات پيغمبر حرام بود به مرگ پيغمبر حرمت آن را برداشته و زائل شد .

--> ( 1 ) سوره قمر : 14 .